درس 1: بررسی کلمات و نقش آنها

ما در هر زبانی می توانیم به کلمات از دو زاویه نگاه کنیم:

یک: کلمات به تنهایی (تجزیه)

دو: کلمات در هم نشینی با دیگر کلمات (ترکیب)

بخش یک:بررسی کلمات به تنهایی (تجزیه)

هنگامی که از زاویه اول به کلمات نگاه می کنیم، با موضوع Part of Speech سر و کار داریم، part of speech بیانگر این است که آن کلمه به تنهایی (در دیکشنری) چه هویتی دارد: اسم است یا فعل؟ قید است یا صفت و ...

بیایید با هم لیستی ازپرکاربردترین Part of Speech ها را تهیه و یک به یک بررسی کنیم:

  1. Noun (N)
  2. Verb (V)
  3. Adjective (Adj)
  4. Adverb (Adv)
  5. Preposition (Prep)
  6. Conjunction
  7. Interjection

یک: Noun یا اسم

اسم کلمه ای است که به یک جاندار یا بی جان اشاره می کند:

اسم (جاندار): انسان، حیوان، گیاه: علی، مریم، زرافه، پشه، گل، زنبق و ...

اسم بی جان می تواند قابل لمس و یا یک مفهوم ذهنی و ماهیتی غیر قابل لمس از لحاظ فیزیکی باشد.

اسم بی جان (ملموس): میز، تخته، لیوان، گلدان و ...

اسم بی جان (غیرملموس): دانش، تلاش، شیمی، فیزیک، دشمنی، حسادت، مهربانی، کوشیدن و ...

معرفی اسم مصدر: اسم مصدر یک اسم غیر ملموس است. در فارسی به "ن" (مصدری) ختم می شود و بیان کننده انجام کار (نوشتن، گفتن، شخم زدن، پریدن و ...) و یا داشتن حالتی (دوست داشتن، داشتن، نیاز داشتن، دانستن و...) است.

اسم مصدر در زبان انگلیسی به وسیله to یا -ing بیان می شود. برای مثال ترجمه پریدن در انگلیسی معادل است با to jump یا jumping

و یا ترجمه نوشتن به انگلیسی می تواند to write باشد و یا writing

در درس های آینده خواهیم گفت که این دو اسم مصدر کاربردهای متفاوتی دارند و در ترکیب یا هم نشینی با کلمات دیگر نقش های متفاوتی را ایفا می کنند.

دو: Verb یا فعل

فعل فرزند اسم مصدر است و مانند اسم مصدر بر انجام کار (نوشتن، گفتن، شخم زدن، پریدن و ...) و یا داشتن حالتی (دوست داشتن، داشتن، نیاز داشتن، دانستن و...) اشاره دارد. فرق فعل با اسم مصدر این است که فعل با داشتن ویژگی های شخص و زمان محدود می شود.

مثلا به اسم مصدر گفتن فکر کنید. می توانیم این اسم مصدر را برای اشخاص من،تو، او،ما، شما، ایشان و در سه زمان حال، گذشته و آینده صرف کنیم. آنگاه به کلماتی مانند "می گویم"، "گفتند" و یا "خواهی گفت" می رسیم که در هر زبانی به آنها فعل گفته می شود.

سه: Adjective یا صفت

صفت کلمه ای است که توضیحی راجع به اسم می دهد و یکی از ویژگی های اسم را شرح می دهد. مثلا اگر میز یک اسم باشد به کمک کلمه قهوه ای (Brown) رنگ آن، به کمک کلمه بزرگ (Big) اندازه آن و به کمک کلمه  بیضی (Oval) شکل آن و دست آخر به کمک کلمه جدید (New) سن آنرا بیان می کنیم. کلمات: قهوه ای، بزرگ، بیضی و جدید همگی صفت هستند. چرا؟ چون توصیف کننده ی یک اسم مانند میز می توانند باشند.

چهار: Adverb یا قید

الف. قید فعل

همانگونه که از ظاهر کلمه Adverb بر می آید، مفهومی متصل به verb یا فعل است. همانطور که صفت، اسم را توضیح می دهد، قید هم فعل را شرح می دهد و یکی از ویژگی های فعل را بیان می کند. مثلا اگر زمان وقوع فعل را نشان دهد قید زمان خواهیم داشت: به زودی (soon) یا دیروقت (late) قیود زمان هستند. اگر مکان رخداد فعل را بیان کند قید مکان خواهیم داشت: خارج از کشور (abroad) یا طبقه بالا (upstairs) قیود مکان هستند. اگر حالت و چگونگی انجام فعل را نشان دهد قید حالت خواهیم داشت: به خوبی (well)، به سرعت (fast, rapidly) قیود حالت هستند.

ب. قید صفت

یک دسته از قیدها به توصیف صفت می پردازند، مثلا زمانی که می گوییم کتاب خیلی خوب (very good book) به وسیله خوب (good) کتاب را توصیف می کنیم، اما خیلی به توصیف خوب و شدت این صفت می پردازد. به همین شکل وقتی که می گوییم well educated person (شخص به خوبی تحصیل کرده) به کمک صفت educated اسم person را توصیف می کنیم و آنگاه با کمک قید well صفت تحصیل کرده را شرح می دهیم.

ج. قیدقید

قیدها همچنین می توانند قیود دیگر را هم توصیف کنند. آنها غالبا قبل از قید دیگری در جمله انگلیسی ظاهر می شوند و قید اصلی را توصیف می کنند. مثلا در جمله:

My father drives very carefully.

بدیهی است که carefully توصیف کننده فعل drives است و می گوید که عمل رانندگی کردن به دقت انجام می شود. اما very قبل از این قید شدت carefully را شرح می دهد و قید قید نامیده می شود.

د. قید جمله

قیدهایی هم هستند که کل جمله را پوشش می دهند و به کل مفهوم جمله تاکید، شدت و یا مفهومی اضافه می کنند. این ها احتمال دارد که در ابتدا یا انتهای جمله ظاهر شوند و با یک کاما از کل جمله جدا شوند. برای مثال در جمله زیر، قید خوشبختانه (fortunately) یک قید جمله است.

Fortunately, everything was fine in the end.

پنج: Preposition یا حرف اضافه

کلماتی مانند: به (to)، از(of, from)، برای (for)، روی (on)، درون (in) ,... حرف اضافه نامیده می شوند این حروف بستگی به position یا محل قرارگیری شان نسبت به اسم که یا قبل (pre) یا بعد (post) از اسم ها هستند در زبانهای مختلف preposition یا postposition نامیده می شوند. زبان فارسی و زبان انگلیسی در این مورد یکسان هستند. مثلا در فارسی می گوییم: من به مدرسه می روم. در انگلیسی داریم: I go to school. درهر دو زبان ابتدا حرف اضافه (به) و سپس اسم (مدرسه) می آید.

شش: Conjunction یا حرف ربط

حروف ربط کلماتی هستند که دو شبه جمله را درون یک جمله به هم مرتبط می کنند.

یک جمله گزاره معناداری است که کامل است و با یک نقطه ختم آن اعلام می گردد، حال آنکه شبه جمله اگر چه ظاهر جمله و اجزای تشکیل دهنده جمله را دارد هنوز به لحاظ معنارسانی کامل نیست و نیازمند یک گزاره دیگر است تا کامل شود. به مثال های زیر توجه کنید:

(1). Tehran is a big city.                                    

(2). I don't like living in Tehran.

(3). Tehran is a big city, but I don't like living there.

جملات (1): تهران شهر بزرگی است و (2): من زندگی کردن در تهران را دوست ندارم به وسیله حرف ربط but (اما) به هم متصل می شوند و یک جمله بزرگتر را تولید می کنند که در ساختار جمله بزرگتر شبه جمله نام می گیرند.

انواع حروف ربط:

الف. این حروف ربط فقط در وسط جمله قابل قرارگیری هستند و عمدتا قبل از آنها کاما قرار می گیرد، مانند:

so, but, and, ...

Example: Tehran is a big city, but I don't like living there.

ب. این حروف می توانند در ابتدا و یا وسط جمله ظاهر شوند. چنانچه در ابتدای جمله ظاهر شوند پس از شبه جمله اول کاما قرار می گیرد، در حالی که اگر در وسط جمله باشند از کاما استفاده نمی کنیم. حرف ربط شرط if مثالی است که برای به خاطر سپردن این قاعده نقطه گذرای یا punctuation بسیار خوب است.

Example:

Form 1: If you study well, you will pass your exam.

Form 2: You will pass your exam if you study well.

در هر حال خوب است بدانید که قواعد نقطه گذراری یا punctuation صرفا قواعدی دست و پا گیر نیستند. آنها برای انتقال تاکیدها، مکث ها و ... که در گفتار هستند اما در نوشتار درک نمی شوند به کار می روند. کاما در نوشتار دقیقا همان مکث در گفتار است.

نمونه های دیگری از حروف ربط دسته دوم که همانند if هستند عبارتند از:

because, before, when, until, although, since,...

هفت: Interjection یا حرف صوت

این دسته از کلمات اصوات را بیان می کنند. همان طور که در هر زبانی اسم ها، فعل ها و ... به شیوه ای متفاوت بیان می شوند، صاحبان زبان ها، اصوات متفاوتی را نیز به کار می برند. برای مثال معادل صوات "وای" در فارسی، wow در انگلیسی است که تعجب و یا تحت تاثیر قرار گرفتن را نشان می دهد.

چند interjection دیگر را با هم بررسی می کنیم:

کلمه Phew می تواند به فارسی اوف ترجمه شود که صوت حاکی از احساس گرما، خستگی و یا رها شدن است.

کلمه Ouch می تواند معادل آخ در فارسی باشد که صوت بیانگراحساس درد ناگهانی است.

جالب است بدانید در عبارت معروف "... Welcome to" مثلا !Welcome to Paris (به پاریس خوش آمدید!) کلمه welcome یک interjection است، اما در جمله ".You are welcome "(شما خوش آمد هستید یا همان خواهش می کنم معروف) کلمه welcome  یک صفت است. در جمله ".I welcome you" (من به شما خوش آمد می گویم.) این کلمه یک فعل است. و در نهایت در جمله تحت الفظی (آنها به من خوشامد دوستانه ای دادند.) یعنی ".They gave ma a friendly welcome" کلمه welcome یک اسم است.  

بنابراین همان طور که می بینید یک کلمه می تواند در نقش های مختلفی در جمله Part of Speech های مختلفی داشته باشد و این موضوع به خوبی می تواند مقدمه ای برای  مبحث دوم ما یعنی ترکیب و نقشی که کلمات در کنار یکدیگر ایفا می کنند باشد.                            

اما پیش از آنکه به مبحث دوم بپردازیم، توصیه می کنم که تمرین یک را انجام دهید.

تمرین یک:

به کمک یک دیکشنری انگلیسی به انگلیسی Part of Speech کلمات زیر را تعیین کنید. آگاه باشید که یک کلمه ممکن است بیش از یک Part of Speech داشته باشد.

above, ahead, amount, belief, common, cost, demonstrate, honesty, scan, between, support, nevertheless, considering, ever, also, well, although

به شما پیشنهاد می کنم که اپلیکشن دیکشنری Longman را روی گوشی خود داشته باشید: نسخه دیکشنری لانگمن از انگلیسی معاصر را می توانید با کلید واژه های زیر سرچ کنید:

Longman Dictionary of Contemporary English (LDOCE)

در نسخه های مختلف این اپلیکشن با عدد گذاری بر روی یک کلمه و یا عدد گذاری در بالای صفحه مربوط به آن کلمه Part of Speech های مختلف نشان داده شده است. واقعیت این است که مهم ترین گام برای یاد گیری زبان با تسلط بر دیکشنری آغاز می شود. تمام مطالعاتی که می کنید بدون تسلط بر دیکشنری صرفا دریافت ماهی است از دریای زبان. کسی که مسلط به کاربرد دیکشنری است ماهی گیری را یاد گرفته است. آنگاه امکان self-study برای شما مهیا می شود. دیگر نیازی به کسی ندارید تا ماهی ها را شکار کند و در اختیار شما قرار دهد. شما یک ماهی گیر خواهید بود و هرآن چه در زبان است از تلفظ، املا، معنی، هم نشینی های لغوی و گرامر از دیکشنری قابل استخراج است.

بخش دو: بررسی کلمات در هم نشینی با دیگر کلمات (ترکیب)

برای آنکه به کلمات در ترکیب نگاهی بیندازیم ابتدا ساختار پایه ای جملات را در دو زبان فارسی و انگلیسی بیان و این دو را با هم مقایسه می کنیم.

باور کنید یا نه، ساختار پایه ای هم همه جملات در فارسی و انگلیسی محدود به دو ساختار زیر می شود:

یک: علی رفت.

1.Ali went.                                                      

دو: من علی را دیدم.

2. I saw Ali.

سوال) چه شباهتی بین این دوساختار مشاهده می کنید؟

پاسخ) شروع جمله در هر دو زبان یکی است. اولین کلمه هایی که در فارسی از زبان گوینده خارج شده است، علی و من بوده که عینا در جملات انگلیسی به کار رفته و یا ترجمه شده اند. این شباهت ما را به هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی خوشحال می کند، برای شروع جمله انگلیسی درست همان چیزی را باید به کارببریم که در فارسی می گوییم. این اولین کلمه را نهاد یا subject می گوییم و با S نشان می دهیم.

از آنجایی که در بخش Part of Speech با مفهوم فعل آشنا شده ایم، می دانیم که اسم مصدرهای رفتن و دیدن مادر افعال رفت و دیدم در جملات بالا بوده است و یا معادل آن در انگلیسی اسم مصدرهای to go و to see مادر یا مولد افعال went و saw هستند.

مشاهده می کنید که ساختار جمله اول در هر دو زبان یکی است و به شکل S V می باشد. یعنی در ابتدا نهاد (subject) و سپس فعل (verb) قرار می گیرد.

در ساختار جمله دوم، علاوه بر نهاد و فعل عضو دیگری وجود دارد که در پاسخ به پرسش چه کس را یا چه چیز را می آید و مفهوم فعل دیدن را کامل می کند. به این کلمه یعنی علی، مفعول یا object می گوییم. این که ساختار جمله به مفعول احتیاج دارد یا خیر به ماهیت اسم مصدرفعل بستگی دارد. افعالی که ازمصدر to go هستند نیازی به مفعول ندارند و به آنها افعال ناگذر یا Intransitive (I) گفته می شود و افعالی که نیاز به مفعول دارند افعال گذرا یا Transitive (T) نامیده می شوند.

همانطور که از قبل گفته شد ما پایه ای ترین ساختارهای جمله را در اینجا بررسی کرده ایم، بنابراین مفعول یا object یکی از اجزای ضروری جمله است و عدم ذکر آن در جمله یک اشتباه گرامری به حساب می آید.

حال ساختار جمله دوم را در فارسی و انگلیسی بررسی می کنیم:

1.Farsi:             S O V                             . من علی را دیدم

2.English:        S V O                              I saw Ali.

به راحتی می توان گفت که تفاوت ساختار دو زبان تنها در حضور مفعول رخ می دهد، و زبان انگلیسی در هر دو ساختار بدون مفعول و دارای مفعول با ساختار S V آغاز می شود. اگر مفعول نداشتیم جمله با همین دو قسمت کامل می شود و اگر مفعول داشتیم به دنباله ی همین ساختار اضافه می شود.

بنابراین به طور خلاصه ساختار تمامی جملات انگلیسی به صورت S V (O)  قابل بیان است.

از آنجایی که با تعریف دقیق و کامل V یا فعل آشنا شده ایم، اکنون به تعریف دقیق S و O می پردازیم:

تعریف نهاد یا Subject:

به یک اسم، یا گروه اسمی یا جمله واره اسمی که قبل از فعل در جمله ظاهر می شود، نهاد می گوییم.

به مثال های زیر توجه کنید:

1.Ali went.

2. A tall man went.

3. A tall man who wore glasses went.

در جمله ی اول نهاد ما یک تک اسم است: علی. در جمله دوم نهاد ما یک گروه اسمی است: یک مرد بلند قد. و در جمله آخر نهاد ما یک جمله واره یا شبه جمله اسمی است: مرد بلندی که عینک به چشم داشت.

تعریف گروه اسمی:

یک اسم به همراه وابسته هایش مانند صفت ها، شمارنده ها و ... مفهوم اصلی یا هسته هر گروه اسمی یک اسم است، اسمی که تنها توسط وابسته هایش بیشتر شرح داده شده و مشخص شده است.

در مثال ما man همان اسم است که توسط صفت tall  و حرف تعریف a شرح داده شده است. این اسم هسته گروه اسمی a tall man است.

تعریف جمله واره یا شبه جمله اسمی

همانطور که قبلا گفته شد جمله واره ها اجزا جمله را دار هستند یعنی در خود ساختار S V (O)  را دارند اما به لحاظ معنایی مستقل نیستند، به جمله ختم نمی شوند و زیرساختی از جمله بزرگتر هستند.

در مثال ما A tall man who wore glasses پیام کامل نیست. مرد بلندی که عینک زد، چه شد؟ رفت؟ فریاد زد؟ نشست؟ یا چه. در این زیر ساخت A tall man خود نهاد است، کلمه wore فعل است و glasses مفعول. اما این شبه جمله در نهایت کلمه man را شرح داده است. هسته آن man است. این هسته سه وابسته دارد یا سه المان شرح دهنده اش(صفت): یکی a، دیگری tall و در نهایت who wore glasses.

تعریف مفعول یا Object:

بر خلاف فارسی، انگلیسی نشانه مفعولی "را" ندارد. دو راه برای شناسایی مفعول در اختیاراست که به همان وسیله مفعول را تعریف می کنیم:

یک: از جنس اسم است، یعنی مانند نهاد یک اسم یا گروه اسمی و یا جمله واره اسمی است.

دو: مکان قرار گیری آن بلافاصله پس از فعل است. یعنی بین فعل و مفعول آن هیچ جز شناوری مثلا قید نمی تواند وارد شود.

در سه مثال زیر به ترتیب جملاتی با یک مفعول تک اسم، گروه اسمی و جمله واره اسمی را مشاهده می کنید:

1.I saw Ali.     .من علی را دیدم

2. I saw a tall man.    .من یک مرد بلند قد را دیدم

3. I saw a tall man who wore glasses.        .من یک مرد بلند قد که عینک به چشم داشت را دیدم

بررسی ساختار جملات پیچیده تر

در این قسمت به بررسی اضافات جمله می پردازیم. به عبارت ساده تر، پیچیده ترین ساختار، ساختاری است که قبل از S در ساختار S V (O) و بعد از O (درصورت وجود) اضافاتی در کار باشد. ما این اضافات را با ... نشان می دهیم:

... S V O ...

اضافات جمله شامل قید ها و گروه های حرف اضافه ای می شوند که به نوبه خود گاهی نقش قید را ایفا می کنند. همچنین صفت ها در مورد بعضی افعال که به آنها ربطی یا Linking می گوییم می توانند فعل خود را تکمیل کنند. حقیقت آن است که برای تحلیل ساختاری همه انواع جملات در زبان انگلیسی باید با جزییات بیشتری از گرامر آشنا شویم که طی دروس آتی به آنها خواهیم پرداخت، اما عمده جملات حتی به ظاهر پیچیده در انگلیسی با همین اصول ساده قابل تحلیل ساختاری هستند. حال جهت شفافیت بیشتر به تعریف گروه حرف اضافه ای توجه کنید:

تعریف گروه حرف اضافه ای:

همانطور که می دانیم حروف اضافه قبل از اسم ها استفاده می شوند. به مجموعه یک (یا چند) حرف اضافه که قبل از یک اسم یا یک گروه اسمی و یا یک جمله واره اسمی قرار می گیرد، گروه حرف اضافه ای می گوییم. مثال های زیر گروه های حرف اضافه ای را نشان می دهند:

1.with Ali; in front of Ali

2. with a tall man; in front of a tall man

3. with a tall man who wore glasses; in front of a tall man who wore glasses

همانطور که ملاحظه می کنید with به معنی با، یک حرف اضافه تک کلمه ای و in front of به معنی جلوی، یک حرف اضافه چند قسمتی است. این حروف اضافه در همنشینی با یک تک اسم (Ali)، یا یک گروه اسمی ( a tall man) و یا یک جمله واره اسمی (a tall man who wore glasses) گروه های حرف اضافه ای را تشکیل می دهند.

به جملات زیر توجه کنید:

1.In the morning, I don't drink coffee.

2. I don't drink coffee in the morning.

3. She drives very carefully.

4. I felt bored.

5. George and his friend arrived with a bouquet of flowers.

6. Unfortunately, I missed the bus.

حال به تحلیل آنها می پردازیم:

جمله 1 با ترجمه: در صبح، قهوه نمی نوشم