درس 1: بررسی کلمات و نقش آنها

ما در هر زبانی می توانیم به کلمات از دو زاویه نگاه کنیم:

یک: کلمات به تنهایی (تجزیه)

دو: کلمات در هم نشینی با دیگر کلمات (ترکیب)

بخش یک:بررسی کلمات به تنهایی (تجزیه)

هنگامی که از زاویه اول به کلمات نگاه می کنیم، با موضوع Part of Speech سر و کار داریم، part of speech بیانگر این است که آن کلمه به تنهایی (در دیکشنری) چه هویتی دارد: اسم است یا فعل؟ قید است یا صفت و ...

بیایید با هم لیستی ازپرکاربردترین Part of Speech ها را تهیه و یک به یک بررسی کنیم:

1.Noun (N)

2. Verb (V)

3. Adjective (Adj)

4. Adverb (Adv)

5. Preposition (Prep)

6. Conjunction

7. Interjection

یک: Noun یا اسم

اسم کلمه ای است که به یک جاندار یا بی جان اشاره می کند:

اسم (جاندار): انسان، حیوان، گیاه: علی، مریم، زرافه، پشه، گل، زنبق و ...

اسم بی جان می تواند قابل لمس و یا یک مفهوم ذهنی و ماهیتی غیر قابل لمس از لحاظ فیزیکی باشد.

اسم بی جان (ملموس): میز، تخته، لیوان، گلدان و ...

اسم بی جان (غیرملموس): دانش، تلاش، شیمی، فیزیک، دشمنی، حسادت، مهربانی، کوشیدن و ...

معرفی اسم مصدر: اسم مصدر یک اسم غیر ملموس است. در فارسی به "ن" (مصدری) ختم می شود و بیان کننده انجام کار (نوشتن، گفتن، شخم زدن، پریدن و ...) و یا داشتن حالتی (دوست داشتن، داشتن، نیاز داشتن، دانستن و...) است.

اسم مصدر در زبان انگلیسی به وسیله to یا -ing بیان می شود. برای مثال ترجمه پریدن در انگلیسی معادل است با to jump یا jumping

و یا ترجمه نوشتن به انگلیسی می تواند to write باشد و یا writing

در درس های آینده خواهیم گفت که این دو اسم مصدر کاربردهای متفاوتی دارند و در ترکیب یا هم نشینی با کلمات دیگر نقش های متفاوتی را ایفا می کنند.

دو: Verb یا فعل

فعل فرزند اسم مصدر است و مانند اسم مصدر بر انجام کار (نوشتن، گفتن، شخم زدن، پریدن و ...) و یا داشتن حالتی (دوست داشتن، داشتن، نیاز داشتن، دانستن و...) اشاره دارد. فرق فعل با اسم مصدر این است که فعل با داشتن ویژگی های شخص و زمان محدود می شود.

مثلا به اسم مصدر گفتن فکر کنید. می توانیم این اسم مصدر را برای اشخاص من،تو، او،ما، شما، ایشان و در سه زمان حال، گذشته و آینده صرف کنیم. آنگاه به کلماتی مانند "می گویم"، "گفتند" و یا "خواهی گفت" می رسیم که در هر زبانی به آنها فعل گفته می شود.

سه: Adjective یا صفت

صفت کلمه ای است که توضیحی راجع به اسم می دهد و یکی از ویژگی های اسم را شرح می دهد. مثلا اگر میز یک اسم باشد به کمک کلمه قهوه ای (Brown) رنگ آن، به کمک کلمه بزرگ (Big) اندازه آن و به کمک کلمه  بیضی (Oval) شکل آن و دست آخر به کمک کلمه جدید (New) سن آنرا بیان می کنیم. کلمات: قهوه ای، بزرگ، بیضی و جدید همگی صفت هستند. چرا؟ چون توصیف کننده ی یک اسم مانند میز می توانند باشند.

چهار: Adverb یا قید

الف. قید فعل

همانگونه که از ظاهر کلمه Adverb بر می آید، مفهومی متصل به verb یا فعل است. همانطور که صفت، اسم را توضیح می دهد، قید هم فعل را شرح می دهد و یکی از ویژگی های فعل را بیان می کند. مثلا اگر زمان وقوع فعل را نشان دهد قید زمان خواهیم داشت: به زودی (soon) یا دیروقت (late) قیود زمان هستند. اگر مکان رخداد فعل را بیان کند قید مکان خواهیم داشت: خارج از کشور (abroad) یا طبقه بالا (upstairs) قیود مکان هستند. اگر حالت و چگونگی انجام فعل را نشان دهد قید حالت خواهیم داشت: به خوبی (well)، به سرعت (fast, rapidly) قیود حالت هستند.

ب. قید صفت

یک دسته از قیدها به توصیف صفت می پردازند، مثلا زمانی که می گوییم کتاب خیلی خوب (very good book) به وسیله خوب (good) کتاب را توصیف می کنیم، اما خیلی به توصیف خوب و شدت این صفت می پردازد. به همین شکل وقتی که می گوییم well educated person (شخص به خوبی تحصیل کرده) به کمک صفت educated اسم person را توصیف می کنیم و آنگاه با کمک قید well صفت تحصیل کرده را شرح می دهیم.

ج. قیدقید

قیدها همچنین می توانند قیود دیگر را هم توصیف کنند. آنها غالبا قبل از قید دیگری در جمله انگلیسی ظاهر می شوند و قید اصلی را توصیف می کنند. مثلا در جمله:

My father drives very carefully.

بدیهی است که carefully توصیف کننده فعل drives است و می گوید که عمل رانندگی کردن به دقت انجام می شود. اما very قبل از این قید شدت carefully را شرح می دهد و قید قید نامیده می شود.

د. قید جمله

قیدهایی هم هستند که کل جمله را پوشش می دهند و به کل مفهوم جمله تاکید، شدت و یا مفهومی اضافه می کنند. این ها احتمال دارد که در ابتدا یا انتهای جمله ظاهر شوند و با یک کاما از کل جمله جدا شوند. برای مثال در جمله زیر، قید خوشبختانه (fortunately) یک قید جمله است.

Fortunately, everything was fine in the end.

پنج: Preposition یا حرف اضافه

کلماتی مانند: به (to)، از(of, from)، برای (for)، روی (on)، درون (in) ,... حرف اضافه نامیده می شوند این حروف بستگی به position یا محل قرارگیری شان نسبت به اسم که یا قبل (pre) یا بعد (post) از اسم ها هستند در زبانهای مختلف preposition یا postposition نامیده می شوند. زبان فارسی و زبان انگلیسی در این مورد یکسان هستند. مثلا در فارسی می گوییم: من به مدرسه می روم. در انگلیسی داریم: I go to school. درهر دو زبان ابتدا حرف اضافه (به) و سپس اسم (مدرسه) می آید.

شش: Conjunction یا حرف ربط

حروف ربط کلماتی هستند که دو شبه جمله را درون یک جمله به هم مرتبط می کنند.

یک جمله گزاره معناداری است که کامل است و با یک نقطه ختم آن اعلام می گردد، حال آنکه شبه جمله اگر چه ظاهر جمله و اجزای تشکیل دهنده جمله را دارد هنوز به لحاظ معنارسانی کامل نیست و نیازمند یک گزاره دیگر است تا کامل شود. به مثال های زیر توجه کنید:

(1). Tehran is a big city.                                    

(2). I don't like living in Tehran.

(3). Tehran is a big city, but I don't like living there.

جملات (1): تهران شهر بزرگی است و (2): من زندگی کردن در تهران را دوست ندارم به وسیله حرف ربط but (اما) به هم متصل می شوند و یک جمله بزرگتر را تولید می کنند که در ساختار جمله بزرگتر شبه جمله نام می گیرند.

انواع حروف ربط:

الف. این حروف ربط فقط در وسط جمله قابل قرارگیری هستند و عمدتا قبل از آنها کاما قرار می گیرد، مانند:

so, but, and, ...

Example: Tehran is a big city, but I don't like living there.

ب. این حروف می توانند در ابتدا و یا وسط جمله ظاهر شوند. چنانچه در ابتدای جمله ظاهر شوند پس از شبه جمله اول کاما قرار می گیرد، در حالی که اگر در وسط جمله باشند از کاما استفاده نمی کنیم. حرف ربط شرط if مثالی است که برای به خاطر سپردن این قاعده نقطه گذرای یا punctuation بسیار خوب است.

Example:

Form 1: If you study well, you will pass your exam.

Form 2: You will pass your exam if you study well.

در هر حال خوب است بدانید که قواعد نقطه گذراری یا punctuation صرفا قواعدی دست و پا گیر نیستند. آنها برای انتقال تاکیدها، مکث ها و ... که در گفتار هستند اما در نوشتار درک نمی شوند به کار می روند. کاما در نوشتار دقیقا همان مکث در گفتار است.

نمونه های دیگری از حروف ربط دسته دوم که همانند if هستند عبارتند از:

because, before, when, until, although, since,...

هفت: Interjection یا حرف صوت

این دسته از کلمات اصوات را بیان می کنند. همان طور که در هر زبانی اسم ها، فعل ها و ... به شیوه ای متفاوت بیان می شوند، صاحبان زبان ها، اصوات متفاوتی را نیز به کار می برند. برای مثال معادل صوات "وای" در فارسی، wow در انگلیسی است که تعجب و یا تحت تاثیر قرار گرفتن را نشان می دهد.

چند interjection دیگر را با هم بررسی می کنیم:

کلمه Phew می تواند به فارسی اوف ترجمه شود که صوت حاکی از احساس گرما، خستگی و یا رها شدن است.

کلمه Ouch می تواند معادل آخ در فارسی باشد که صوت بیانگراحساس درد ناگهانی است.

جالب است بدانید در عبارت معروف "... Welcome to" مثلا !Welcome to Paris (به پاریس خوش آمدید!) کلمه welcome یک interjection است، اما در جمله ".You are welcome "(شما خوش آمد هستید یا همان خواهش می کنم معروف) کلمه welcome  یک صفت است. در جمله ".I welcome you" (من به شما خوش آمد می گویم.) این کلمه یک فعل است. و در نهایت در جمله تحت الفظی (آنها به من خوشامد دوستانه ای دادند.) یعنی ".They gave me a friendly welcome" کلمه welcome یک اسم است.  

بنابراین همان طور که می بینید یک کلمه می تواند در نقش های مختلفی در جمله Part of Speech های مختلفی داشته باشد و این موضوع به خوبی می تواند مقدمه ای برای  مبحث دوم ما یعنی ترکیب و نقشی که کلمات در کنار یکدیگر ایفا می کنند باشد.                            

اما پیش از آنکه به مبحث دوم بپردازیم، توصیه می کنم که تمرین یک را انجام دهید.

تمرین یک:

به کمک یک دیکشنری انگلیسی به انگلیسی Part of Speech کلمات زیر را تعیین کنید. آگاه باشید که یک کلمه ممکن است بیش از یک Part of Speech داشته باشد.

above, ahead, amount, belief, common, cost, demonstrate, honesty, scan, between, support, nevertheless, considering, ever, also, well, although

به شما پیشنهاد می کنم که اپلیکشن دیکشنری Longman را روی گوشی خود داشته باشید: نسخه دیکشنری لانگمن از انگلیسی معاصر را می توانید با کلید واژه های زیر سرچ کنید:

Longman Dictionary of Contemporary English (LDOCE)

در نسخه های مختلف این اپلیکشن با عدد گذاری بر روی یک کلمه و یا عدد گذاری در بالای صفحه مربوط به آن کلمه Part of Speech های مختلف نشان داده شده است. واقعیت این است که مهم ترین گام برای یاد گیری زبان با تسلط بر دیکشنری آغاز می شود. تمام مطالعاتی که می کنید بدون تسلط بر دیکشنری صرفا دریافت ماهی است از دریای زبان. کسی که مسلط به کاربرد دیکشنری است ماهی گیری را یاد گرفته است. آنگاه امکان self-study برای شما مهیا می شود. دیگر نیازی به کسی ندارید تا ماهی ها را شکار کند و در اختیار شما قرار دهد. شما یک ماهی گیر خواهید بود و هرآن چه در زبان است از تلفظ، املا، معنی، هم نشینی های لغوی و گرامر از دیکشنری قابل استخراج است.

بخش دو: بررسی کلمات در هم نشینی با دیگر کلمات (ترکیب)

برای آنکه به کلمات در ترکیب نگاهی بیندازیم ابتدا ساختار پایه ای جملات را در دو زبان فارسی و انگلیسی بیان و این دو را با هم مقایسه می کنیم.

باور کنید یا نه، ساختار پایه ای هم همه جملات در فارسی و انگلیسی محدود به دو ساختار زیر می شود:

یک: علی رفت.

1.Ali went.                                                      

دو: من علی را دیدم.

2. I saw Ali.

سوال) چه شباهتی بین این دوساختار مشاهده می کنید؟

پاسخ) شروع جمله در هر دو زبان یکی است. اولین کلمه هایی که در فارسی از زبان گوینده خارج شده است، علی و من بوده که عینا در جملات انگلیسی به کار رفته و یا ترجمه شده اند. این شباهت ما را به هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی خوشحال می کند، برای شروع جمله انگلیسی درست همان چیزی را باید به کارببریم که در فارسی می گوییم. این اولین کلمه را نهاد یا subject می گوییم و با S نشان می دهیم.

از آنجایی که در بخش Part of Speech با مفهوم فعل آشنا شده ایم، می دانیم که اسم مصدرهای رفتن و دیدن مادر افعال رفت و دیدم در جملات بالا بوده است و یا معادل آن در انگلیسی اسم مصدرهای to go و to see مادر یا مولد افعال went و saw هستند.

مشاهده می کنید که ساختار جمله اول در هر دو زبان یکی است و به شکل S V می باشد. یعنی در ابتدا نهاد (subject) و سپس فعل (verb) قرار می گیرد.

در ساختار جمله دوم، علاوه بر نهاد و فعل عضو دیگری وجود دارد که در پاسخ به پرسش چه کس را یا چه چیز را می آید و مفهوم فعل دیدن را کامل می کند. به این کلمه یعنی علی، مفعول یا object می گوییم. این که ساختار جمله به مفعول احتیاج دارد یا خیر به ماهیت اسم مصدرفعل بستگی دارد. افعالی که ازمصدر to go هستند نیازی به مفعول ندارند و به آنها افعال ناگذر یا Intransitive (I) گفته می شود و افعالی که نیاز به مفعول دارند افعال گذرا یا Transitive (T) نامیده می شوند.

همانطور که از قبل گفته شد ما پایه ای ترین ساختارهای جمله را در اینجا بررسی کرده ایم، بنابراین مفعول یا object یکی از اجزای ضروری جمله است و عدم ذکر آن در جمله یک اشتباه گرامری به حساب می آید.

حال ساختار جمله دوم را در فارسی و انگلیسی بررسی می کنیم:

1.Farsi:             S O V                             . من علی را دیدم

2.English:        S V O                              I saw Ali.

به راحتی می توان گفت که تفاوت ساختار دو زبان تنها در حضور مفعول رخ می دهد، و زبان انگلیسی در هر دو ساختار بدون مفعول و دارای مفعول با ساختار S V آغاز می شود. اگر مفعول نداشتیم جمله با همین دو قسمت کامل می شود و اگر مفعول داشتیم به دنباله ی همین ساختار اضافه می شود.

بنابراین به طور خلاصه ساختار تمامی جملات انگلیسی به صورت S V (O)  قابل بیان است.

از آنجایی که با تعریف V یا فعل آشنا شده ایم، قبل از آنکه  به تعریف  S و O بپردازیم، معرفی فعل- آنگونه که در جمله  ظاهر می شود- را کامل می کنیم:

اشکال فعل در جمله

حقیقت این است که فعل مهم ترین عضو یک جمله است و می توانیم آن را پادشاه جمله بنامیم. بنابراین دقت کنید که در جمله ای که می خواهید بیان کنید، فعل را از قلم نیندازید.

هر جمله نیاز به یک فعل دارد که به آن فعل اصلی یا main verb گفته می شود. این همان کلمه ای است که برای بیان مفهوم کلی عمل و یا حالت مورد نیاز معنارسانی می کند. همانطور که گفته شد افعال اصلی از یک اسم مصدر که در ترجمه فارسی به "ن" ختم می شود مشتق می شوند مانند: خوردن، دوست داشتن، خوابیدن، کار کردن و ...

در کنار افعال اصلی افعال کمکی یا helping verbs که در اصطلاح تخصصی گرامری auxiliary verbs نامیده می شوند وجود دارند. همان طور که از تعریف این افعال بر می آید، آنها کمکی به افعال اصلی می رسانند. این افعال خود به دو دسته طبقه بندی می شوند:

دسته یک: افعال دسته 1 معنا دار هستند و افعال modals یا افعال وجهی نامیده می شوند. این افعال وجوهی مانند توانستن، ممکن بودن، مجبور بودن، توصیه کردن و ... را به فعل می افزایند. نمونه های پرکاربردی از افعال مدال عبارتند از:

can, could, shall, should, must, will, would, may, might, used to, ought to, ...

این افعال معمولا بر زمان حال و آینده دلالت دارند و به جز can که فرم گذشته آن could است برای بیان زمان گذشته به کار نمی روند. از این افعال علاوه بر افزودن معنی به فعل می توان برای سوالی و منفی کردن فعل کمکی نیز کمک گرفت. در آینده خواهیم دید که این افعال برای تمامی نهادها یکسان به کار می روند و به عبارتی افعال مذکرومونث، مفرد و جمع همگی یکسان هستند.

به جملات زیر توجه کنید:

1.I can help you.

2. She might come soon.

3. They used to wear glasses.

در جمله 1، فعل اصلی جمله help و فعل کمکی can است که برای کل جمله گروه فعلی can help در ساختار SV(O) به عنوان V در نظر گرفته می شود. به همین ترتیب گروه های فعلی might come و used to wear در جملات دوم و سوم گروه های فعلی و یا V می باشند که متشکل از یک فعل اصلی و یک فعل کمکی هستند.

دسته دوم: این دسته از افعال کمکی محدود به سه مصدر to be, to do, to have می شوند. این افعال کمکی فاقد معنا هستند و فقط جهت ایجاد زمان گرامری جدید، منفی یا سوالی کردن فعل اصلی و یا ایجاد حالت جدید فعلی مورد استفاده قرار می گیرند. باید بدانیم که این سه اسم مصدر می توانند معنا دار هم باشند و به عنوان فعل اصلی هم به طور مستقل به کار می روند. هر گاه پای صرف مصدر to be به معنی بودن، مصدر to do به معنی انجام دادن و مصدر to have به معنی داشتن، نوشیدن یا خوردن در بین باشد بافرم اصلی این افعال رو به رو هستیم. بنابراین بعید نیست که هم نشینی این افعال در حالت کمکی و اصلی را هم شاهد باشیم.

هر چند باید در دروس بعدی به بررسی دقیق زمانهای گرامری افعال و حالت های فعلی و نحوه منفی و سوالی کردنشان از پایه بپردازیم، خالی از لطف نیست که برای آن دسته از زبان آموزانی که آشنایی بیشتری با زبان دارند  نقش این سه مصدر کمکی را جمع بندی کنیم:

مصدرکمکی to be: برای ایجاد زمانهای استمراری و همچنین ایجاد حالت مجهول به فعل اصلی کمک می کند. همچنین ازحضور همین فعل کمکی در این ساختارها برای منفی و سوالی کردنشان استفاده می کنیم. به جملات زیر توجه کنید:

1.I am at work.                                             .من سر کار هستم      

2. I am writing a letter.                 .من دارم یک نامه می نویسم

3. My car is stolen.                              .ماشینم دزدیده شده است

درجمله اول am تنها فعل جمله و داری مفهوم بودن است، بنابراین فعل اصلی است. اما در جمله دوم am  یک فعل کمکی است که به مصدر write کمک کرده است تا در فرم استمراری ظاهر شود، دراین حالت شخص در حال انجام کاری (نوشتن) بیان شده است و فعل جمله am writing می باشد. در جمله سوم فعل جمله is stolen است و فعل کمکی is به کمک مصدر (steal) آمده است تا حالت مجهول به این مصدر بدهد و آنرا از مفهوم دزدیدن به دزدیده شدن منتقل کند.

مصدرکمکی to have: این مصدر کمکی به ایجاد زمانهای کامل(حال کامل، گذشته کامل و آینده کامل) کمک می کند. همچنین برای منفی و سوالی کردن ساختارهای کامل از همین فعل کمکی استفاده می کنیم. به جملات زیر توجه کنید:

1.I have been to Europe twice.    .من دوبار در اروپا بودم (سفر کردم)

2. She hadn't written her essay.      .او انشایش را ننوشته بود

در جمله اول فعل have been است که در آن have به عنوان کمکی و been از مصدر to be  فعل اصلی می باشد. در جمله دوم hadn't written فعل است که از hadn't به عنوان کمکی منفی و written از مصدر write به عنوان فعل اصلی تشکیل شده است.

مصدرکمکی to do: از این مصدر برای سوالی و منفی کردن زمان حال و گذشته ساده استفاده می شود. به مثال های زیر توجه کنید:

1.She doesn't do her homework.        .او تکالیفش را انجام نمی دهد

2. He didn't have his coffee.                        .او قهوه اش را ننوشید

3. They don't buy milk.                                    .آنها شیر نمی خرند

در جمله اول doesn't do ، در جمله دوم didn't have و در جمله سوم don't buy فعل هستند که به ترتیب doesn't و didn't و don't افعال کمکی هستند. همه آنها فاقد معنی می باشند و تنها فعل جمله را منفی کرده اند و پایه ای را برای اضافه کردن not و ایجاد مفهوم منفی در جملات فوق شده اند. افعال اصلی به ترتیب do (انجام دادن)، have (نوشیدن) و buy (خریدن) هستند.

تعریف نهاد یا Subject:

به یک اسم، یا گروه اسمی یا جمله واره اسمی که قبل از فعل در جمله ظاهر می شود، نهاد می گوییم.

به مثال های زیر توجه کنید:

1.Ali went.

2. A tall man went.

3. A tall man who wore glasses went.

در جمله ی اول نهاد ما یک تک اسم است: علی. در جمله دوم نهاد ما یک گروه اسمی است: یک مرد بلند قد. و در جمله آخر نهاد ما یک جمله واره یا شبه جمله اسمی است: مرد بلندی که عینک به چشم داشت.

تعریف گروه اسمی:

یک اسم به همراه وابسته هایش مانند صفت ها، شمارنده ها و ... مفهوم اصلی یا هسته هر گروه اسمی یک اسم است، اسمی که تنها توسط وابسته هایش بیشتر شرح داده شده و مشخص شده است.

در مثال ما man همان اسم است که توسط صفت tall  و حرف تعریف a شرح داده شده است. این اسم هسته گروه اسمی a tall man است.

توجه: شناخت هسته در گروه های اسمی بسیار مهم است. چرا که در قسمت گرامر مربوط به افعال باید فعل از نظر تعداد و جنس (مرد یا زن) با نهاد و در واقع هسته نهاد مطابقت داشته باشد.

تعریف جمله واره یا شبه جمله اسمی

همانطور که قبلا گفته شد جمله واره ها اجزا جمله را دار هستند یعنی در خود ساختار S V (O)  را دارند اما به لحاظ معنایی مستقل نیستند، به جمله ختم نمی شوند و زیرساختی از جمله بزرگتر هستند.

در مثال ما A tall man who wore glasses پیام کامل نیست. مرد بلندی که عینک زد، چه شد؟ رفت؟ فریاد زد؟ نشست؟ یا چه. در این زیر ساخت A tall man خود نهاد است، کلمه wore فعل است و glasses مفعول. اما این شبه جمله در نهایت کلمه man را شرح داده است. هسته آن man است. این هسته سه وابسته دارد یا سه المان شرح دهنده اش(صفت): یکی a، دیگری tall و در نهایت who wore glasses.

نکته: عدم امکان حذف Subject و یا پدیده Subject drop در زبان انگلیسی

در زبان فارسی جمله آمدم همانقدر درست است که جمله من آمدم. در فارسی افعال دارای شناسه نهادی هستند و از این رو حذف نهاد به ساختار جمله هیچ لطمه ای وارد نمی کند. حال به جملات زیر در انگلیسی که صرف مصدر آمدن در زمان گذشته است، دقت کنید:

I came. We came. You came. You came. She came. He came. It came. They came.

در تمامی جملات بالا یک فعل استفاده شده است، حذف نهاد به معنای ناقص کردن معنی جمله خواهد بود. بنابراین به عنوان یک قانون در زبان انگلیسی بر خلاف فارسی نمی توانیم نهاد را حذف و جمله را مختصر کنیم.

تعریف مفعول یا Object:

بر خلاف فارسی، انگلیسی نشانه مفعولی "را" ندارد. دو راه برای شناسایی مفعول در اختیاراست که به همان وسیله مفعول را تعریف می کنیم:

یک: از جنس اسم است، یعنی مانند نهاد یک اسم یا گروه اسمی و یا جمله واره اسمی است.

دو: مکان قرار گیری آن بلافاصله پس از فعل است. یعنی بین فعل و مفعول آن هیچ جز شناوری مثلا قید نمی تواند وارد شود.

در سه مثال زیر به ترتیب جملاتی با یک مفعول تک اسم، گروه اسمی و جمله واره اسمی را مشاهده می کنید:

1.I saw Ali.     .من علی را دیدم

2. I saw a tall man.    .من یک مرد بلند قد را دیدم

3. I saw a tall man who wore glasses.        .من یک مرد بلند قد که عینک به چشم داشت را دیدم

بررسی ساختار جملات پیچیده تر

در این قسمت به بررسی اضافات جمله می پردازیم. به عبارت ساده تر، پیچیده ترین ساختار، ساختاری است که قبل از S در ساختار S V (O) و بعد از O (درصورت وجود) اضافاتی در کار باشد. ما این اضافات را با ... نشان می دهیم:

... (,) S V O ...

توضیح در مورد (,): اضافات جمله اگر در ابتدای جمله ظاهر شوند معمولا با کاما از بقیه جمله جدا می شوند.

اضافات جمله شامل قید ها و گروه های حرف اضافه ای می شوند که به نوبه خود گاهی نقش قید را ایفا می کنند. همچنین صفت ها در مورد بعضی افعال که به آنها ربطی یا Linking می گوییم می توانند فعل خود را تکمیل کنند. حقیقت آن است که برای تحلیل ساختاری همه انواع جملات در زبان انگلیسی باید با جزییات بیشتری از گرامر آشنا شویم که طی دروس آتی به آنها خواهیم پرداخت، اما عمده جملات حتی به ظاهر پیچیده در انگلیسی با همین اصول ساده قابل تحلیل ساختاری هستند. حال جهت شفافیت بیشتر به تعریف گروه حرف اضافه ای توجه کنید:

تعریف گروه حرف اضافه ای:

همانطور که می دانیم حروف اضافه قبل از اسم ها استفاده می شوند. به مجموعه یک (یا چند) حرف اضافه که قبل از یک اسم یا یک گروه اسمی و یا یک جمله واره اسمی قرار می گیرد، گروه حرف اضافه ای می گوییم. مثال های زیر گروه های حرف اضافه ای را نشان می دهند:

1.with Ali; in front of Ali

2. with a tall man; in front of a tall man

3. with a tall man who wore glasses; in front of a tall man who wore glasses

همانطور که ملاحظه می کنید with به معنی با، یک حرف اضافه تک کلمه ای و in front of به معنی جلوی، یک حرف اضافه چند قسمتی است. این حروف اضافه در همنشینی با یک تک اسم (Ali)، یا یک گروه اسمی ( a tall man) و یا یک جمله واره اسمی (a tall man who wore glasses) گروه های حرف اضافه ای را تشکیل می دهند.

به جملات زیر توجه کنید:

1.In the morning, I don't drink coffee.   .در صبح، قهوه نمی نوشم

2. I don't drink coffee in the morning.   .قهوه نمی نوشم در صبح

3. She drives very carefully.   .او خیلی به دقت رانندگی می کند

4. I felt bored.   .من احساس کسالت کردم

5. George and his friend arrived with a bouquet of flowers.                                    .جورج و دوستش با دسته ای از گل ها وارد شدند

6. Unfortunately, I missed the bus.   .متاسفانه، من اتوبوس را از دست دادم

حال به تحلیل آنها می پردازیم: یعنی ساختار S V (O) را بررسی می کنیم:

جملات اول و دوم همانند هم هستند با این تفاوت که گروه حرف اضافه ای in the morning در جمله اول به عنوان اضافات آغازین جمله است و در جمله دوم به عنوان اضافات پایانی جمله. ساختار اصلی این دو جمله SVO است که در آن من یا I نهاد جمله (subject)، نمی نوشم یا don't drink فعل منفی جمله (Verb) و coffee مفعول یا object است.

ساختار جمله سوم SV است و فقط با نهاد و فعل کامل می شود. در این جمله گروه قیدی very carefully اضافات پایانی جمله را تشکیل می دهد. در این گروه قیدی، هسته قیدی ما carefully است و very قید این قید می باشد.

ساختار جمله چهارم هم SV است با این تفاوت که فعل feel برای کامل شدن از اضافه صفتی bored استفاده کرده است.

ساختار جمله پنجم هم SV است. در اینجا نهاد ما George and his friend است که یک گروه اسمی می باشد. فعل arrived است و اضافه جمله گروه حرف اضافه ای with a bouquet of flowers می باشد. در این گروه حرف اضافه ای، حرف اضافه with در کنار گروه اسمی a bouquet of flowers نشسته است. در این گروه اسمی هسته bouquet یا دسته است و وابسته of flowers محتوای دسته را نشان می دهد و حرف تعریف a تعداد و ناشناس (نکره) بودن این اسم را می رساند.

توجه : در گروه های اسمی هسته قبل از of قرار می گیرد.

ساختار جمله ششم، SVO است که در آن the bus مفعول (object) است و این گروه اسمی (the bus) از اسم bus و حرف تعریف the تشکیل شده است. قید unfortunately یک قید جمله و اضافه آغازین جمله است.

تمرین دو:

ساختار جملات زیر را تحلیل کنید:

1.A nice woman lived by a large river.

2. She loved her community, and everyone in the community loved her.

3. She was dead, but every night she returned to her community.

4. She had a scary voice.

5. They were having fun with their pet.

6. The river was rising.

7. They saw a ghost by the river.